سایر منو ها
شناسنامه سايت
دعوت به همكاري
لینکستان
گزيده ديگر سايت ها
دانش نامه مشرق
نقشه سايت
صفحه اصلي
مقالات
پايان نامه ها
خبرها
ارتباط با مدیریت
گزارش ها
كتاب ها
 
Home arrow كتاب ها arrow تاريخ معاصر افغانستان
تاريخ معاصر افغانستان چاپ ارسال به دوست
كتاب ها - تازه هاي كتاب
نویسنده سيد محمد جمال موسوي   
01 سرطان 1388
فهرست صفحات
تاريخ معاصر افغانستان
صفخه 2

تاريخ معاصر افغانستاننام كتاب: تاريخ معاصر افغانستان

مولف: سيدمحمد جمال موسوي

ويراستار: سيدعلي مشكات

ناشر: نشر اسماعيليان

مركزپخش: موسسه آموزشي اهل بيت(ع)

  ايميل:

تيراژ : 1000 نسخه

كتاب تاريخ معاصر افغانستان با توجه به نبود متن درسي مناسب براي دانش آموزان سوم دبيرستان تهيه شده است، و تلاش شده تا تصويري روشن و قابل فهم از تاريخ معاصر كشور ارائه گردد. عنوان‌ها و مباحث كتاب به‌‌گونه‌اي انتخاب شده است كه دانش آموزان بتوانند در يك زنجيره‌ي مرتبط باهم، توالي رويدادها را دنبال كنند. تلاش بسيار شده تا از طولاني شدن خسته‌كننده‌ي مباحث و اختصار مخل فهم، پرهيز گردد. در ادامه يادآوري چند نكته خالي از فايده نخواهد بود.

ترتيب دروس براساس آمد و شد حاكمان و حوادث مهم دوره‌ي هريك، تنظيم گشته و تمام مباحث در بيست درس ارائه شده است، كه با توجه به تعداد جلسات درس تاريخ در يكسال، معلمان محترم مي‌توانند با صلاحديد خود برمباحث و اهداف برخي دروس تامل و درنگ بيشتري داشته باشند.

سال‌هاي طولاني مهاجرت موجب گشته تا نسل‌هاي دوم و سوم مهاجران افغانستاني در ايران به دليل تحصيل در مدارس جامعه‌ي ميزبان و تاثير پذيري از ارزش‌ها و فرهنگ آن، از كشور خود بي اطلاع بوده، يا كمترين اطلاع را داشته باشند.اين عدم اطلاع مي‌تواند به ويژه نوجوانان و جوانان مهاجر را كه درسنين و دوره‌ي هويت يابي قرار دارند دچار بحران هويت و به ويژه چالش هويت ملي كند. اگر چاره و راهكاري براي شناساندن هويت و به ويژه هويت ملي‌شان ارائه نگردد، تبعات به مراتب بدتري به دنبال خواهد داشت. يكي از بهترين راهكارها براي شناخت خود و شكل‌گيري  هويت ملي،مطالعه‌ي تاريخ مي‌باشد. تاريخ يادآور لحظه‌هاي شورانگيزي است كه ملتي براي بقاي خود آفريده و تلاش كرده راه زندگي، غرور و اعتماد را براي آيندگان هموار كند.

مطالعه‌ي تاريخ و آشنايي با سرگذشت گذشتگان و افتخاراتي كه آنان آفريده‌اند، هم باعث ايجاد و تداوم وحدت ملي و هم آمادگي بيشتر آنان براي خدمت به كشور وعلاقه مندي به آن مي‌گردد.

با كمال تاسف امروزه، ميزان و كيفيت آگاهي نوجونان و جوانان كشور و حتا بسياري از دارندگان تحصيلات عالي، از تاريخ و جغرافياي افغانستان بسيار كم و اندك مي‌باشد. پرواضح است فردي كه آگاهي كافي از تاريخ كشور و مردم خود نداشته باشد، مانند مسافري است كه نمي داند در چه مسيري راه مي‌پيمايد و به كجا مي‌رود.

نگارنده در طول سال‌هاي تدريس در مدارس خودگردان در دو مقطع راهنمايي و متوسطه به خوبي متوجه اين مهم گشته است. كتاب هاي دروس تاريخ در اين مقاطع، حاوي مطالب اندك درمورد تاريخ و مردم افغانستان مي‌باشد. براي جبران اين كمبود گرچه در اين سال ها از سوي فرهنگيان و معلمان هم وطن، تلاش هاي خوبي صورت گرفته است، اما به نظر نگارنده كه فارغ اتحصيل ارشد تاريخ تمدن مي باشد مطالب ارائه شده، كم عمق، بسيار خلاصه و محافظه‌كارانه مي‌باشد. اگرچه تاريخ معاصر از آنجايي كه بيان پديده‌هايي است كه هنوز ملموس و در جريان مي باشد و با احساسات افراد و گروه‌ها سروكار دارد، ممكن است براي عده‌اي ناخوشايند باشد، اما بايد گفت، نمي توان از راه غير واقع به حقيقت رسيد.

در اين نوشتار تلاش شده تا در عين پرهيز از نكات اختلاف برانگيز و يكسونگرانه، حقايق تاريخي كشور در سده‌هاي اخير در حد فهم مخاطبان آن _ دانش آموزان دوره‌ي متوسطه _ بيان گردد. هم چنين سعي شده تا از بيان خبري صرف تاريخ پرهيز شود و ارائه‌ي مطالب به گونه‌اي باشد كه دانش آموزان، خود به تحليلي از وقايع برسند. طرح برخي سوال‌ها در قسمت پرسش‌هاي هر درس، براي تعقيب اين هدف مي‌باشد.


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده عبدالوکیل حداد در تاریخ 14 سرطان 1388
سلام بر تمام اعضای تیم شما. 
 
برادران عزیز بسیار خوشحال هستم که کتاب تاریخ افغانستان را مطالعه میکنم

نویسنده در تاریخ 14 سرطان 1388

نویسنده در تاریخ 20 سرطان 1388
باسلام و اميد موفقيت براي شما 
از شنيدن نشر اين كتاب خوشحال شدم. بسيار جاي خوشوقتي است كه هنوز در ميان هموطنان توجه به كشور عزيز ما وجود دارد.اين كتاب را نتوانستم لود كنم بسيار خوش خواهم شد اگر بشود اين كتاب براي مطالعه لود كنم. 
هادي از كابل فاكولته ساينس

نویسنده amou 20010 در تاریخ 21 سرطان 1388
باسلام و مانده نباشيد و تشكر از نويسنده محترم كتاب به تاربخ كشور عزيزما 
مي‌خواستم اگر ممكن باشد عناوين دروس را به همراه مقدمه كتاب بگذارييد ممنون خواهم شد.

نویسنده behzad در تاریخ 24 سرطان 1388
افغانستان مگر تاريخ هم دارد؟ تا جايي كه تاريخ ايران نشان مي دهد اين منطقه هميشه بخشي از ايران بزرگ بوده است.؟؟

نویسنده در تاریخ 23 جدي 1388

نویسنده نجيب الله آريان در تاریخ 03 اسد 1388
به ارتباط كتاب فوق بيان يك مطلب به نظر ضروري مي نمايد و ان اين است كه مالوم نيست كه نويسنده محترم اين كتاب تا چه حد و اندازه واقعيات تاريخ كشور مار ا متذكر شده باشند.بناءا به ارتياط با موضوع يگان مطالبي از باب روشني انداختن به تاريخ مهم مي نمايد كه اگر نويسنده كتاب تاريخي معاصر افغانستان متعرص ان نشده باشند ما آن را در ذيل مي آوريم. 
تاریخ نگاری یاجعل اسطوره های تاریخی؟ 
 
جعل اسطوره و مشاهیر تاریخی درافغانستان پیشینهء طولانی دارد. بسیاری از اسطوره ها ومشاهیرتاریخی که امروز درفهرست افتخارات مردم افغانستان قرار دارند، دربستر علایق سیاسی حاکمیت وبه منظور تغذیه فرهنگ حاکم جعل شده اندو بصورت تحمیلی درفهرست افتخارات تاریخی قرار گرفته اند.  
به اعتقاد تاریخ شناسان افغانستان، آقای عبدالحی حبیبی ازجمله کسانی اند که بیشترین جعلیات را درتاریخ افغانستان ابتکار ومدیریت کرده است. پته خزانه یکی از ابتکارات آقای حبیبی میباشد که درآن به جعل مشاهیر واسطوره های تاریخی پرداخته است. هرچند که این جعلیات به منظور نجات ازفقر فرهنگی صورت گرفته است، اما درحقیقت عوامل بسیاری از معضلات و ناهنجاریهای امروز را بستر سازی کرده است(1). 
متاسفانه تاهنوز تاریخ افغانستان درمعرض نقد علمی قرار نگرفته است تا صحت وقایع تاریخی بامعیار های علمی تثبیت شود. به همین دلیل است که جعلیات آقای حبیبی مرجع وماخذ قضاوت خیلی از تاریخ نگاران خارجی قرار گرفته است که درمورد رخدادهای افغانستان نگاشته اند. آقای حبیبی با استفاده ازامکانات حاکمیت تلاش ورزیده است که فرهنگ وزبان حاکم را غنای تاریخی بخشیده و فقرتاریخی این زبان را درعرصهء ادبیات و شهکارهای حماسی باجعل مشاهیر واسطوره های تاریخی جبران نماید. اما به این واقعیت توجه نکرده است که غنامندی یک فرهنگ را تولیدات روزمره ی آن درمعرض تماشا وقضاوت میگذارد. 
سنت جعل سازی را عمدتا آقای حبیبی وارد عرصه تاریخ نگاری کرده است که هنوز هم از آن استفاده میشود وچهره های مانند اعظم سیستانی ازاین سنت پاسداری مینماید. آقای سیستانی که سخت درحصار عصبیت قومی پیچیده است متاثر از رفتار واندیشهء آقای حبیبی به جعل وتحریف رخدادهای تاریخی می پردازد و ستم گریها و ارزش ستیزیهای استبداد را باپرداخت مدرن توجیه می نماید و جعلیات آقای حبیبی را نیز بازسازی می نماید. خانم ملالی میوند یکی ازاین اسطوره های جعلی می باشد که آقای سیستانی طی یک نگارش درسایت افغان جرمن، به بازسازی آن پرداخته است(2). کشف خانم ملالی به عنوان یک اسطوره حماسی از ابتکارات آقای حبیبی می باشد که بخاطر کمبود سوژه های حماسی به آفرینش آن مبادرت ورزیده است. اما آقای سیستانی به عنوان وارث افکار ورفتار آقای حبیبی، این جعلیات را باز آفرینی می نماید. اما جالب این جا است که این ملالی چرا این همه بی قوم وبی اقارب و بدون تعلق خانوادگی بوده است که تاهنوز کسی نتوانسته است نسبت خانوادگی او را کشف نماید. انگار که تمام اقارب نزدیک و اعضای خانواده ملالی درجنگ میوند هدف بمب خوشه ی قرار گرفته و نابودشده اند که هیچ اثر ونشانی ازآنها باقی نمانده است تا نسبت خانوادگی ملالی را ثابت نماید! 
اسطوره ی که ازملالی جعل شده است او را شاعر وباسواد به نمایش میگذارد (3). اگر فرض را براین بگذاریم که ملالی شاعر بوده است حتما اشعار بیشتری را سروده است. پس اثری دیگری از اشعار ملالی دردست نیست که فقط همین یک تکه باقی مانده است که او درگرمای نبرد سروده است؟  
که په ميوند کې شهيد نه شوې خدايږو لاليه بې ننګۍ ته دې ساتينه 
ترجمه: 
اگردرجنگ ميوند شهيد نشدى، خداوند ترا براى بى ننگى حفظ کند 
چگونه میشود باورکرد که درگرماگرم نبرد احساس وعواطف خانم ملالی گل کرد و این یک تکه شعر را نوشت؟ درآن گرما گرم نبرد که آدمها میان مرگ وزندگی قرار دارند چه کسی پیدا شد که این شعر را یاد داشت کرد؟ مگر خانم ملالی قلم وکاعذ باخود همراه داشت که درآن هنگامه ء تلخ توانست شعرش را یاد داشت نماید و به حافظه تاریخ بسپارد؟ نظر به شواهد تاریخی دربستر سنت های قبیله آموختن سواد برای زنها جرم محسوب میگردید واصلا شاعری به نام زن وجود نداشته است. مگر چگونه میشود که ازمیان آن همه زن فقط ملالی شاعر شد و آن هم تمام هنر شعری اش را درجنگ میوند به نمایش گذاشت؟ اینها وخیلی از سوالات دیگر، بیانگر این واقعیت است که کسی به نام ملالی حضور فزیکی نداشته است تاچنین اتفاقی درجنگ میوند صورت بگیرد. آقای سیستانی دربازسازی اسطوره ملالی، تنها چیزی که درمورد شناسنامه قومی او می نویسد، اورا ازقوم خوگیانی میداند و سرانجام محل دفنش را هم کشف میکند. اما بیشتر ازاین هیچ سندی درمود شناسنامه ملالی وجود ندارد که حضور فزیکی چنین کسی را ثابت نماید. اما آقای سیستانی برای کسی دیگری به نام غازی سرداره که ظاهرا سهمی درجنگ داشته است شناسنامه مفصل ومکمل صادر میکند(4). پس خانم ملالی اگر وجود خارجی میداشت باتوجه به ساختار قبیله ی زندگی اجتماعی در افغانستان، شناسنامه مفصل ومکمل از آن ارائه میگردید. اما واقعیت این است که ملالی ساخته وپرداخته ذهن قبیله گرای آقای حبیبی میباشد که برای جبران فقر فرهنگی وکمبود مشاهیر واساطیر تاریخی به جعل کاری گسترده مبادرت ورزیده تا سلطه فرهنگ حاکم را توجیه پذیر نماید. 
واقعیت این است که تاریخ افغانستان مملو از اساطیر ومشاهیر جعلی میباشد که برای توجیه سیادت قومی جعل شده و بصورت تحمیلی درفهرست افتخارات تاریخی مردم قرار گرفته اند. رفتار تاریخی فاشیزم افغانی نشان میدهد که جعل اساطیر ومفاخر تاریخی بصورت یک جریان سازمان یافته وارد تاریخ افغانستان گردیده است که فرایند آن را درتنش ها، عصبیت های قومی وناهمگونی امروز مشاهده می نماییم. جعل سازی به عنوان یک رفتار تاریخی هنوز هم ادامه دارد واسطوره های جعلی بازتولید میگردد.  
همانگونه که اشاره شد، جعل این گونه اسطوره ها برای جبران فقر فرهنگی میباشد که درحقیقت ماهیت بی روح آن فرهنگ را به تماشا میگذارد. فرض میکنیم که نبرد میوند یکی ازافتخارات مردم افغانستان است اما ازکنار این واقعیت نباید بی تفاوت گذشت زمینه های هجوم انگلیس ها درافغانستان توسط همین سرداران قبیله فراهم شده است! همین ها بوده اند که جاده های جنوب را برای ورود انگلیس ها به افغانستان هموار کرده اند وچنانچه که این سنت هنوز هم ادامه دارد و درعصرما طالبان جاده های جنوب را برای ورود القاعده و پاکستانیها هموار کرده است. تاریخ دوصد وپنجاه سال افغانستان با فقر، استبداد، قتل وغارت گره خورده است. اگر قرارباشد که این تاریخ به دور ازعلایق قومی درمعرض نقدعلمی وقضاوت منطقی قرار بگیرد، موردی درآن به چشم نمیخورد که افتخار برانگیز باشد. اگر قرار باشد که تمدن ستیزیهای احمدشاه درانی درهند(5)، دستور قتل عام هزاره ها توسط عبدالرحمن (6) رقابت های خونین سرداران محمد زایی وسدو زایی (7) قابل افتخار باشد، پس نازیهای جرمن حق دارند که بیشتر ازما بر هلوکاست و کوره های یهود سوزی افتخار نماید (8).  
همین جعل سازی سیستماتیک وتحریف واقعیت های تاریخی سبب گردیده است که درک ودریافت امروز از رخدادهای تاریخی بر مبنای افتخارات جعلی وغیر واقعی بنیان گذارده شود. جعل سازی وتحریف تاریخ، روی اول سکه می باشد، اما روی دوم سکه تخریب اماکن تاریخی، لوایح تاریخی ونمادهای تاریخی متعلق به اقوام دیگر میباشد که محمدگل مومند انرا دراوج خشونت آغاز کرد و طالبان با فروریختن بت های بامیان آنرا به اکمال رساند. محمد گل مومند، بسیاری ازنمادهای تاریخی را که متعلق به اقوام غیر پشتون بود نابود کرد وحتی شنیدن فارسی را برای خود دشنام میدانست (8). درزمان طالبان نیز، بسیاری از لوایح وسنگ بناهای زیارتگاه ها درشمال ودرمرکز افغانستان نابود شدند ومهم ترازهمه بت های بامیان فرو ریختند. انفجار بودای بامیان که ظاهرا با انگیزه سیاسی صورت گرفت، درحقیقت تمثیل همان نیت وباورهای فرهنگ ستیزانه بود که محمد گل مومند برای تمثیل آن تا آخرین نفس تلاش کرد و آقای عبدالحی حبیبی آن را با جعل آفرینی های تاریخی تمثیل کرد وسرانجام طالبان آن را با فروش استخوان های مردگان و فروریختن بت های بامیان درمعرض نمایش گذاشتند (9). 
واقعیت این است که مصیبت های امروز مردم افغانستان ریشه درهمین اندیشه های فرهنگ ستیز دارد که ازیک سو مفاخر وارزشهای تاریخی دیگران را به نابودی میکشاند وازسوی دیگر خود به جعل مفاخر و اسطوره های تاریخی می پردازد. این نوع رفتار هرچند که ظاهرا ساده به نظر میرسد اما دریک چشم انداز عمیقتر، بخشی از بحران امروز افغانستان را بستر سازی کرده است. تدوین تاریخ یک ملت براساس اساطیر جعلی وفرضیات خیالی، بیش ازهر حادثه ء معنویت و معرفت آن ملت را ازهم پاشیده و درنهایت درمعرض نابودی قرار میدهد. اما فاجعهء سنگینتر این است که این رفتار هنوزهم ادامه دارد وبرتداوم این حماقت تاکید میشود. متاسفانه تاهنوز این دسته از جعل کاران درنیافته اند که به جای جعل اسطوره های تاریخی، تحریف تاریخ و تخریب مفاخر تاریخی دیگران، بهتر است که بانقد وپالایش فرهنگ موجود، آن را بستر پرورش وتولید اندیشه های ماندگار انسانی بسازد تا ملالی های واقعی را تولید وباز تولید نماید.

نویسنده سردار محمد كاشفي در تاریخ 30 سرطان 1388
اميدوارم كه با چاپ اين كتاب درك جوانانمان از تاريخ معاسر كشورشان بيشتر شود.

نویسنده نجيب الله آريان در تاریخ 03 اسد 1388
تاریخ نگاری یاجعل اسطوره های تاریخی؟ 
 
جعل اسطوره و مشاهیر تاریخی در افغانستان پیشینهء طولانی دارد. بسیاری از اسطوره ها و مشاهیر تاریخی که امروز در فهرست افتخارات مردم افغانستان قرار دارند، در بستر علایق سیاسی حاکمیت و به منظور تغذیه فرهنگ حاکم جعل شده اند و بصورت تحمیلی در فهرست افتخارات تاریخی قرار گرفته اند.  
به اعتقاد تاریخ شناسان افغانستان، آقای عبدالحی حبیبی ازجمله کسانی اند که بیشترین جعلیات را در تاریخ افغانستان ابتکار و مدیریت کرده است. پته خزانه یکی از ابتکارات آقای حبیبی میباشد که در آن به جعل مشاهیر و اسطوره های تاریخی پرداخته است. هرچند که این جعلیات به منظور نجات از فقر فرهنگی صورت گرفته است، اما درحقیقت عوامل بسیاری از معضلات و ناهنجاریهای امروز را بستر سازی کرده است(1). 
متاسفانه تاهنوز تاریخ افغانستان در معرض نقد علمی قرار نگرفته است تا صحت وقایع تاریخی با معیار های علمی تثبیت شود. به همین دلیل است که جعلیات آقای حبیبی مرجع و ماخذ قضاوت خیلی از تاریخ نگاران خارجی قرار گرفته است که درمورد رخدادهای افغانستان نگاشته اند. آقای حبیبی با استفاده از امکانات حاکمیت تلاش ورزیده است که فرهنگ و زبان حاکم را غنای تاریخی بخشیده و فقر تاریخی این زبان را درعرصهء ادبیات و شهکارهای حماسی باجعل مشاهیر و اسطوره های تاریخی جبران نماید. اما به این واقعیت توجه نکرده است که غنامندی یک فرهنگ را تولیدات روزمره ی آن در معرض تماشا و قضاوت میگذارد. 
سنت جعل سازی را عمدتا آقای حبیبی وارد عرصه تاریخ نگاری کرده است که هنوز هم از آن استفاده میشود و چهره های مانند اعظم سیستانی از این سنت پاسداری مینماید. آقای سیستانی که سخت در حصار عصبیت قومی پیچیده است متاثر از رفتار و اندیشهء آقای حبیبی به جعل و تحریف رخدادهای تاریخی می پردازد و ستم گریها و ارزش ستیزیهای استبداد را با پرداخت مدرن توجیه می نماید و جعلیات آقای حبیبی را نیز بازسازی می نماید. خانم ملالی میوند یکی ازاین اسطوره های جعلی می باشد که آقای سیستانی طی یک نگارش در سایت افغان جرمن، به بازسازی آن پرداخته است(2). کشف خانم ملالی به عنوان یک اسطوره حماسی از ابتکارات آقای حبیبی می باشد که بخاطر کمبود سوژه های حماسی به آفرینش آن مبادرت ورزیده است. اما آقای سیستانی به عنوان وارث افکار و رفتار آقای حبیبی، این جعلیات را باز آفرینی می نماید. اما جالب این جا است که این ملالی چرا این همه بی قوم و بی اقارب و بدون تعلق خانوادگی بوده است که تاهنوز کسی نتوانسته است نسبت خانوادگی او را کشف نماید. انگار که تمام اقارب نزدیک و اعضای خانواده ملالی در جنگ میوند هدف بمب خوشه ی قرار گرفته و نابودشده اند که هیچ اثر و نشانی از آنها باقی نمانده است تا نسبت خانوادگی ملالی را ثابت نماید! 
اسطوره ی که از ملالی جعل شده است او را شاعر و باسواد به نمایش میگذارد (3). اگر فرض را براین بگذاریم که ملالی شاعر بوده است حتما اشعار بیشتری را سروده است. پس اثری دیگری از اشعار ملالی در دست نیست که فقط همین یک تکه باقی مانده است که او در گرمای نبرد سروده است؟  
که په ميوند کې شهيد نه شوې خدايږو لاليه بې ننګۍ ته دې ساتينه 
ترجمه: 
اگر در جنگ ميوند شهيد نشدى، خداوند ترا براى بى ننگى حفظ کند 
چگونه میشود باور کرد که در گرماگرم نبرد احساس و عواطف خانم ملالی گل کرد و این یک تکه شعر را نوشت؟ درآن گرما گرم نبرد که آدمها میان مرگ و زندگی قرار دارند چه کسی پیدا شد که این شعر را یاد داشت کرد؟ مگر خانم ملالی قلم و کاعذ باخود همراه داشت که در آن هنگامه ء تلخ توانست شعرش را یاد داشت نماید و به حافظه تاریخ بسپارد؟ نظر به شواهد تاریخی در بستر سنت های قبیله آموختن سواد برای زنها جرم محسوب میگردید و اصلا شاعری به نام زن وجود نداشته است. مگر چگونه میشود که از میان آن همه زن فقط ملالی شاعر شد و آن هم تمام هنر شعری اش را در جنگ میوند به نمایش گذاشت؟ اینها و خیلی از سوالات دیگر، بیانگر این واقعیت است که کسی به نام ملالی حضور فزیکی نداشته است تا چنین اتفاقی در جنگ میوند صورت بگیرد. آقای سیستانی در بازسازی اسطوره ملالی، تنها چیزی که درمورد شناسنامه قومی او می نویسد، او را ازقوم خوگیانی میداند و سرانجام محل دفنش را هم کشف میکند. اما بیشتر از این هیچ سندی درمود شناسنامه ملالی وجود ندارد که حضور فزیکی چنین کسی را ثابت نماید. اما آقای سیستانی برای کسی دیگری به نام غازی سرداره که ظاهرا سهمی در جنگ داشته است شناسنامه مفصل ومکمل صادر میکند(4). پس خانم ملالی اگر وجود خارجی میداشت باتوجه به ساختار قبیله ی زندگی اجتماعی در افغانستان، شناسنامه مفصل و مکمل از آن ارائه میگردید. اما واقعیت این است که ملالی ساخته و پرداخته ذهن قبیله گرای آقای حبیبی میباشد که برای جبران فقر فرهنگی و کمبود مشاهیر و اساطیر تاریخی به جعل کاری گسترده مبادرت ورزیده تا سلطه فرهنگ حاکم را توجیه پذیر نماید. 
واقعیت این است که تاریخ افغانستان مملو از اساطیر و مشاهیر جعلی میباشد که برای توجیه سیادت قومی جعل شده و بصورت تحمیلی در فهرست افتخارات تاریخی مردم قرار گرفته اند. رفتار تاریخی فاشیزم افغانی نشان میدهد که جعل اساطیر و مفاخر تاریخی بصورت یک جریان سازمان یافته وارد تاریخ افغانستان گردیده است که فرایند آن را در تنش ها، عصبیت های قومی و ناهمگونی امروز مشاهده می نماییم. جعل سازی به عنوان یک رفتار تاریخی هنوز هم ادامه دارد و اسطوره های جعلی بازتولید میگردد.  
همانگونه که اشاره شد، جعل این گونه اسطوره ها برای جبران فقر فرهنگی میباشد که درحقیقت ماهیت بی روح آن فرهنگ را به تماشا میگذارد. فرض میکنیم که نبرد میوند یکی ازافتخارات مردم افغانستان است اما ازکنار این واقعیت نباید بی تفاوت گذشت زمینه های هجوم انگلیس ها درافغانستان توسط همین سرداران قبیله فراهم شده است! همین ها بوده اند که جاده های جنوب را برای ورود انگلیس ها به افغانستان هموار کرده اند و چنانچه که این سنت هنوز هم ادامه دارد و درعصرما طالبان جاده های جنوب را برای ورود القاعده و پاکستانیها هموار کرده است. تاریخ دوصد وپنجاه سال افغانستان با فقر، استبداد، قتل و غارت گره خورده است. اگر قرارباشد که این تاریخ به دور ازعلایق قومی در معرض نقدعلمی و قضاوت منطقی قرار بگیرد، موردی در آن به چشم نمیخورد که افتخار برانگیز باشد. اگر قرار باشد که تمدن ستیزیهای احمدشاه درانی در هند(5)، دستور قتل عام هزاره ها توسط عبدالرحمن (6) رقابت های خونین سرداران محمد زایی و سدو زایی (7) قابل افتخار باشد، پس نازیهای جرمن حق دارند که بیشتر از ما بر هلوکاست و کوره های یهود سوزی افتخار نماید (8).  
همین جعل سازی سیستماتیک و تحریف واقعیت های تاریخی سبب گردیده است که درک و دریافت امروز از رخدادهای تاریخی بر مبنای افتخارات جعلی و غیر واقعی بنیان گذارده شود. جعل سازی و تحریف تاریخ، روی اول سکه می باشد، اما روی دوم سکه تخریب اماکن تاریخی، لوایح تاریخی و نمادهای تاریخی متعلق به اقوام دیگر میباشد که محمدگل مومند انرا در اوج خشونت آغاز کرد و طالبان با فروریختن بت های بامیان آنرا به اکمال رساند. محمد گل مومند، بسیاری از نمادهای تاریخی را که متعلق به اقوام غیر پشتون بود نابود کرد و حتی شنیدن فارسی را برای خود دشنام میدانست (8). در زمان طالبان نیز، بسیاری از لوایح و سنگ بناهای زیارتگاه ها در شمال و در مرکز افغانستان نابود شدند و مهم تراز همه بت های بامیان فرو ریختند. انفجار بودای بامیان که ظاهرا با انگیزه سیاسی صورت گرفت، درحقیقت تمثیل همان نیت و باورهای فرهنگ ستیزانه بود که محمد گل مومند برای تمثیل آن تا آخرین نفس تلاش کرد و آقای عبدالحی حبیبی آن را با جعل آفرینی های تاریخی تمثیل کرد وسرانجام طالبان آن را با فروش استخوان های مردگان و فروریختن بت های بامیان درمعرض نمایش گذاشتند (9). 
واقعیت این است که مصیبت های امروز مردم افغانستان ریشه درهمین اندیشه های فرهنگ ستیز دارد که ازیک سو مفاخر وارزشهای تاریخی دیگران را به نابودی میکشاند وازسوی دیگر خود به جعل مفاخر و اسطوره های تاریخی می پردازد. این نوع رفتار هرچند که ظاهرا ساده به نظر میرسد اما دریک چشم انداز عمیقتر، بخشی از بحران امروز افغانستان را بستر سازی کرده است. تدوین تاریخ یک ملت براساس اساطیر جعلی وفرضیات خیالی، بیش ازهر حادثه ء معنویت و معرفت آن ملت را ازهم پاشیده و درنهایت درمعرض نابودی قرار میدهد. اما فاجعهء سنگینتر این است که این رفتار هنوزهم ادامه دارد وبرتداوم این حماقت تاکید میشود. متاسفانه تاهنوز این دسته از جعل کاران درنیافته اند که به جای جعل اسطوره های تاریخی، تحریف تاریخ و تخریب مفافر تاریخی دیگران، بهتر است که بانقد وپالایش فرهنگ موجود، آن را بستر پرورش وتولید اندیشه های ماندگار انسانی بسازد تا ملالی های واقعی را تولید وباز تولید نماید.

نویسنده NADIA در تاریخ 03 اسد 1388
BA SALAM 
ETLAAT TARIKHY MAN HAM BA HAYS YAK AFGHAN AZ KESVARAM KAM AST.BESYAR LOTF ME KONID AGAR FAILE PDF KETAB RA BA DATRAS BOGZARID. 
BA TASHKKOR NADIA NORTH NARVI

نویسنده در تاریخ 22 دلو 1388
با سلام 
مي خواستم بدانم چگونه اين كتاب را مي شود تهيه كرد؟ 
جواب را لطفا به ايميل اينجانب بفرستيد. 
با تشكر

نویسنده عبدالبصير basir.halim در تاریخ 10 جدي 1388
سلام تقديم : 
مواد بسيار مفيد ميباشد اما من كتاب تاريخ معاصر افغانستان را اگر دانلود كنم از كدام طريق مبتوانم دانلو كنم اميد رهنمائي مان كنيد تا مستفيد شويم تشكر

نویسنده عمرنثار در تاریخ 03 اسد 1388
سلام دوست گرامي 
 
 
لطفاً بگوید که شرایط بدست آوردن کتاب چگونه میباشد؟ 
 
عمر.

نویسنده در تاریخ 04 جدي 1388
لطفاً این کتاب را در سایت قرار دهید و یا به ایمل من بفرستید ، خیلی اشتیاق خواندن آنرا دارم از لطف شما بعید نخواهد بود  
ایمل من  
 

نویسنده در تاریخ 27 عقرب 1388
با سلام من از شهر کرمان ایران هستم و بسیار علاقه به تاریخ افغانستان دارم چگونه میتوانم این کتاب را بدست بیارم؟

نویسنده در تاریخ 08 ثور 1389
سلام گران لیکوال! 
ستاسی کتاب سنگه موژ ترلاسه کولای سو؟؟

نویسنده در تاریخ 08 ثور 1389
سلام گران لیکوال! 
ستاسی کتاب سنگه موژ ترلاسه کولای سو؟؟

نویسنده در تاریخ 30 حمل 1389

نویسنده Olga Rilova در تاریخ 31 حمل 1389
من در یادگیری افغانستان است. من واقعا نیاز به این کتاب. چگونه می توانم آن را بخرم؟

نویسنده در تاریخ 07 حوت 1388
سلام بر شما خیلی ها ممنون  
چطور میتوانم کتاب را بدست بیاورم لطفا مرا رهنمایی کنید!