طالبان در فاصله سالهاي 1373 ـ 1380 ش (1994 ـ 2002 م) از جنوب افغانستان ظهور نمودند. آنان گروهي با انگيزه، از طلاب علوم ديني بودند كه از افزايش ناامني در سراسر افغانستان توسط دستههاي مسلح به نام مجاهد پس از فروپاشي حكومت نجيب در سال 1370 به ستوه آمده بودند. اين دستههاي مسلح به مدت سه سال در حالي در جادهها به دزدي و اخاذي ميپرداختند كه سران مجاهدين در پايتخت بر سر قدرت به شدت ميجنگيدند.
در اين شرايط كه اوضاع مرزي تحت نظارت سازمان اطلاعات ارتش پاكستان (ISI) قرار داشت،[1] خبرگزاريها از عمليات پر سر و صداي تصرف يك شهر مرزي در جنوب قندهار و يك پايگاه مملو از اسلحه توسط گروه ناشناختة طالبان در 1373 ش (12 اكتبر 1994 م) خبر دادند.
اين گروه از قبيلة پشتونِ دُرّاني با سابقة حكومت 250 ساله در افغانستان و خواستار بازگشت «ظاهر» شاه سابق بودند. رهبر آنان ملا عمر، يكي از مجاهدين سابق، بود[2] و فرماندهان محلي، پاكستان را در ظهورشان دخيل ميدانستند.[3] يك هفته بعد، در بيستم اكتبر، هيأتي از كارشناسان امور عمراني و سفراي خارجي به سرپرستي بابر، وزير خارجه وقت پاكستان ـ كه خود يك پشتون بود ـ در سفري به جنوب افغانستان، امكان برقراري بزرگراهي از كويته به هرات را بررسي ميكردند. بابر قبلاً رايزنيهايي با مقامات محلي انجام داده بود.[4] اين هيأت در خارج از قندهار توسط مجاهدين محلي و در اعتراض به حمايت پاكستان از گروه طالبان گروگان گرفته شد. از طرفي ملاقاتي در 28 اكتبر بين رئيس جمهور تركمنستان و والي هرات با بوتو، نخست وزير وقت پاكستان، در عشق آباد صورت گرفته و قرار بود در يك سفر آزمايشي، كارواني تجاري شامل سي كاميون از پاكستان به عشق آباد رود. در 29 اكتبر اين كاروان نيز همراه دو فرمانده طالبان و يك افسر ISI به گروگان مجاهدين در آمد.[5] طالبان به درخواست پاكستان در يك حملة برق آسا گروگانگيران را فراري دادند و عصر همان روز قندهار را به تصرف در آوردند.[6]
از آن پس طالبان به شهرت رسيدند و توانستند با برقراري عوارض بر كاميونها امنيت جنوب را تأمين كنند. پيشرويهاي سريع آنان در شرق به «چهار آسيا» و دروازهاي كابل و در غرب به «فراه»، همراه با خريد فرماندهان محلي، نظم و امنيت را به اين مناطق برگرداند. گروه كوچك آنان در اين زمان به صورت يك جنبش قدرتمند و پرتحرك و سريع در آمده بود و تعجب همگان را بر ميانگيخت.
سخت گيريهاي معروف آنان پس از تصرف «هرات» در سال 1995 م نيز توجه همه را به خود جلب كرد. هنگامي كه آنان در سال 1996 م جلال آباد را در شرق افغانستان فتح و كابل را محاصره ميكردند، سران مجاهدين همچنان به درگيريهاي خود در اطراف پايتخت (كابل) و دسته بنديهاي تاكتيكي بر سر تصرف شهرها ادامه ميدادند؛ در حالي كه امنيت و نظم در قلمرو جنبش طالبان برقرار بود، پس از چند محاصره، نيروهاي احمد شاه مسعود كابل را تخليه كردند و بلافاصله شهر به تصرف طالبان در آمد. پس از سقوط اين چهارمين شهر بزرگ افغانستان، مجاهدان در مقابل طالبان يك اتحاد تاكتيكي به نام «جبهه متحد»[7] به وجود آوردند.
طالبان كه حاكميت بر تمام كشور را جست و جو ميكردند، با استفاده از اختلافات داخلي سران مجاهدين در سال 1998 م شمال و اندكي بعد مركز افغانستان را هم تصرف كردند و دست به كشتارهاي وسيع مردم در اين مناطق زدند.[8] تحريمهاي اقتصادي جامعه بين المللي در واكنش به اعمال طالبان آنان را به انزوا برد. وقتي دو روز قبل از حادثة يازدهم سپتامبر آمريكا (بيست شهريور 2001)، احمد شاه مسعود كشته شد، ائتلاف ضد تروريسم به رهبري آمريكا با بمبارانهاي سنگين و پشتيباني جبهه متحد، طالبان را از صحنة سياسي افغانستان به زير آورد.
2. افغانستان روحاني ماركس مجاهد، ماگنوس، رالف و ديگران، ترجمة قاسم ملكي، ص 258 و طالبان اسلام نفت و بازي بزرگ جديد، رشيد، احمد، ترجمه اسدالله شفايي و ديگران، ص 51 و 52 و افغانستان طالبان و سياستهاي جهاني، همان، ص 68.
3. و 4. طالبان اسلام نفت و بازي بزرگ جديد، همان، صص 53 ـ 56.
5. همان، صص 53 ـ 56.
6. طالبان جنگ مذهب و نظام جديد در افغانستان، مارسدن، پيتر، ترجمه كاظم فيروزمند، صص 76 و 77.
7. افغانستان روحاني ماركس مجاهد، همان،صص 266 و 267.
8. طالبان اسلام نفت و بازي بزرگ جديد، همان، صص 99 ـ 114.
یادداشت های بازدیدکنندگان
نویسنده نمهما(مهمان) در تاریخ 07 سنبله 1386
نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ 16 جوزا 1387 در مورد طالبان و قدرت گیری انها در افغانستان نمی توان به این سهولت و راحتی سخن گفت این متن اصلا و ابدا مطابق با واقعیت شکل گیری ای اینگروه نمی باشد لطفا واقعی تر بنویسید
نویسنده alisajjadi(مهمان) در تاریخ 30 سرطان 1387 کمی عکس درمطالب بگذارید
نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ 03 ميزان 1387 اين نوشته در حد يك گزارش ژورناليستي بسيار ابتدايي بوده و اطلاق مقاله و يا قرار گرفتن آن در سايتي مدعي تحقيق و پژوهش جاي تامل دارد.
نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ 15 قوس 1387 اصل کارشما قابل تقدیر است اما تارسیدن به جایگاه واقعی تلاشتان راچند برابرکنید. ممنون از تلاش شما.
نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ 23 حوت 1387 متن را از سر تا اخر خواندم اما متاسفانه که متن مذکور به شکل یک مقاله علمی نبو د و کمی و کاستی های زیادی داشت که نباید در چنین یک سایت که تخصصی است نشر میشد
نویسنده Anonymous در تاریخ 27 ثور 1388 مطالب جامع وکاملی از حال حاضر افغانستان لازم دارم اگر موجود است درج گردد .متشکرم
نویسنده خدای نور در تاریخ 16 سرطان 1388 بامید اینکه بتوانید مقاله را اصلاح و تکمیل کنید وابستگی طالبان به پاکستان، امارات متحده، عربستان سعودی و کاکای بزرگشان امریکا را باید ذکر میکردید که نکردید. بابر وزیر خارجه نه بلکه وزیر داخله پاکستان و ظاهرا طراح برنامه عملی نمودن ایجاد حرکتی بنام طالبان بود و او هرگز از سوی طالبان به گروگان گرفته نشد از کمک های ربانی و مسعود به گروه طالبان که هم پول دادند و هم اسلحه و نیز آنانرا کبوتران صلح خواندند چیزی به زبان نیاورده اید من نمیدانم، اگر منظور از نوشته این مقاله تکمیل آن باشد امر خوبست، در آن صورت بد نیست یکبار کتاب طالبان نوشته احمد رشید پاکستانی را نیز از نظر بگذرانید. ولی اگر مطلب شما افزودن به گنجینه تاریخ باشد خام پورته کردید.
نویسنده رونا ازکابل در تاریخ 23 دلو 1388 برادرمحترم ازاحرفهای شما خوشم امد وچیزکی نوشته کردید 90% واقعط میباشد مگرشماکه میدانید هبرانی جهادی افغانستان مثل احمدشاه مسعود وربانی ازطرفه روسیه ورهبرای شعیه ما توسط ایران وپشتون ها توسط پاکستان رهبری میشدند اگرازاین مجاهیدن صاحبان طالبان 50% بهتربودند وازشما خواهش میکنم برادرمحترم که کوشش کنید درباره تمام رهبرانی که درتباهی افغانستان دست داشتن توضع هات دهید تشکرازشما به امیدکامیابی بهتری شما
نویسنده ماجي در تاریخ 06 اسد 1389 كمي ابتدايي بود اما ارزش خوندنش رو داشت
نویسنده مهمان در تاریخ 22 قوس 1388 خوب بودموفق باشید
نویسنده علی شاه در تاریخ 25 ميزان 1388 مطلب خوبی بود اما باید زیاد تر نوشته شود و در ضمن از شرکای جرمی طالبان نیز یادی بکنید آنانیکه 70 در صد شهر کابل را با راکت های کور شان ویران هزاران شهید ، معیوب و لادرک از ایشان در دل تاریخ یاد گار بجا ماند آن قهرمانان رهزنان که هنوز هم بر اریکه قدرت تکیه زده اند وطن را فروختند و ما فقط برای ملامت کردن طالبان را داریم همه آنانیکه سینه ها را بریدن در سر میخ کوبیدن سرای شهزاده را دزدیدن و قوای مسلح را به کوهستان های خود منتقل کردند و جایداد های مردم را غصب نمودند و حالا نوبت نیکتایی سالارها شده است که بر مردم بیچاره ما ستم کراسی نمایند .
با تشکر اینرا نوشتم چون از همه گله دارم
نویسنده محمد در تاریخ 05 قوس 1388 متشکرم از اطلاع رسانی خوبتان.
نویسنده
در تاریخ 15 حوت 1388 خیلی عالی بود.در صورت امکان متن را طولانی تر کنید
نویسنده
در تاریخ 08 دلو 1391 درود بر شما حسن از ایران
نویسنده Anonymous در تاریخ 13 حمل 1392 ارزش خواندن نداشت واقعت ها را دنبال نکرده باست در این مقاله